خرید بک لینک
نصف بدن بی حس،نصف دیگه لخت روی تخت افتاده بودم!

چشمام به سقف خیره بود ، گوشهام مدام یه صدایی رو به یادم می اورد..

اسمون خداهم دلش گرفته بود،می بارید..

صدای تق تق قطرات بارون به پنجره سکوت اتاق رو در هم می شکست..!

شب بود ،هوا تاریک شده بود..

نور واسه دیدن لازم داشتم ،پس؛

از جا بلند شدم و به دنبال نور گشتم ولی ...

پیراشکی گفت : بخش آخر فصل شکلات تلخ (بند هفتم) رو بنویس ، بعد شروع به نوشتن فصل های قبل تر از اون بکن،و در ادامه گفت کتاب بدترین پسر دنیا تنها از این وبلاگ قرار گرفته میشه و فصل شکلات تلخ، فصل 4 این کتاب محسوب میشه!

برچسب: خماری,خماری مشروب,خماری شیشه چگونه است,خماری چیست,خماری 3,خماری متادون,خماری شیشه,خماری بعد از مشروب, نویسنده: بردیا حسینی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 0:41

صفحه بندی