بدها را به خود گرفتم و خوبها را برای تویی که لایق خوبی و بزرگی هستی ، باقی گذاشتم ...
برایت دعا میکنم هرگز از یادت نرود ...
هرگز از یادت نرود نامم را ...! نامی که هزاران قصه و حرف و سکوت در پس آن پنهان است ...
وفادار آن کسی است که صبح دم از خیسی گونه هایش از خواب بر می خیزد و شبها از سوزش چشمهایش می خوابد ... کسی که حرف دلش را میزند حتی به قیمت نابودی ...
امروزم را نمی پسندی ... گذشته هایم را چگونه فراموش کردی ، عاشق ...!!!
برچسب: ای کاش,ای کاش با تو میموندم,ای کاش آب بودم,ای کاش آدمی وطنش را,ای کاش می شد,ای کاش بودی,ای کاش فرصتی بود,ای کاش از احلام,ای کاش بمیرم,ای کاش نبود تو دنیا,
نویسنده: بردیا حسینی